پرویز شیخطادی، کارگردان سینما و تلویزیون در گفتوگو با خبرگزاری حوزه، با بیان اینکه سینمای دفاع مقدس به عنوان یکی از مهمترین ارکان هویتبخش در هنر هفتم ایران همواره نیازمند بازنگری در نوع نگاه به درام است، اظهار کرد: عبور از کلیشههای تکراری و گریز از بیانیههای صرف سیاسی، نیازمند ریلگذاریهای هوشمندانه و فراهم کردن بستری برای آزمون و خطای هنرمندان جوان است. تأثیرگذاری آثار سینمایی در حوزه مقاومت، بیش از آنکه وابسته به بودجههای کلان باشد، در گروی سواد بصری و دانش استراتژیک مدیران فرهنگی و اعتماد به خلاقیت فیلمسازان مستقل است.
وی افزود: هنگامی که محتوا در قالب گزارشهای خبری تقلیل یابد، هنر جایگاه اصلی خود را که همان القای درونی پیام از طریق تصویر و درام است از دست میدهد. متأسفانه ریشه بسیاری از مشکلات ما در حوزه شعارزدگی، ناشی از نگاه مدیریتی است که هنر را با گزارش و اخبار اشتباه میگیرد و از زبان تصویر آگاهی ندارد. مدیران باید بدانند که سینما، جایگاه صدور بیانیه نیست، بلکه فضایی است برای قصهگویی که در آن مخاطب باید بتواند با شخصیتها همذاتپنداری کند.
شیخطادی در پاسخ به این پرسش که آیا پروژههای دفاع مقدس لزوماً باید سفارشی باشند و آیا این امر منجر به افت کیفیت میشود، گفت: سفارش فینفسه ایرادی ندارد؛ حتی برای پیشبرد اهداف کلان کشوری در حوزههای مختلف، نیازمند بهرهگیری از توان هنرمندان هستیم. مسئله اصلی، چگونگی سفارش دادن است. مدیرانی که سفارش میدهند باید با الفبای هنر آشنا باشند و فیلمساز را همکار خود بدانند، نه کارمندِ زیردست. اگر این درک متقابل ایجاد شود، سفارشیسازی میتواند ضامن تولید آثار راهبردی و در عین حال هنری باشد.
این کارگردان با تأکید بر اینکه سینمای ما در شرایط فعلی جهان نیازمند پوستاندازی فکری است، بیان کرد: ما تفکر مولد نداریم؛ رآکتورهای (مولد) تفکر همان اندیشکدهها هستند که باید تأسیس شوند. متأسفانه ما هستههای فکری که برای آینده هنر، طراحی و برنامهریزی کنند را نداریم. در اوایل انقلاب، حوزه هنری عملاً نقش یک اندیشکده را ایفا میکرد و همان موقع بود که شکوفایی هنری رخ داد. فقدان این هستهها در سینمای ما به شدت احساس میشود، زیرا فیلمساز به تنهایی نمیتواند برای چالشهای نوظهور جهان نسخه بپیچد.
وی با اشاره به لزوم دستیابی به یک تعریف مشترک و وحدت رویه در تولید محتوا، تصریح کرد: اگر تعریف مشترک بر اساس پژوهشهای عمیق وجود نداشته باشد و همه چیز به تصمیمات فردی مدیران وابسته باشد، به وحدت رویه نمیرسیم. این هستههای فکری باید کاملاً آزاداندیش باشند، نه حزبی و جناحی. کشور ما با تنوع جمعیتی فراوان، نیازمند نخبگانی است که دسترسی بالایی به دانشهای جهانی، مکتوبات درجه یک و ترجمههای بهروز داشته باشند تا در چارچوبهای جزیرهای گرفتار نشویم.
این فیلمساز با بیان اینکه سینمای دفاع مقدس در پرداختن به قهرمانان زن همچنان دچار ضعف ساختاری و ذهنی است، اظهار کرد: اتمسفر جامعه سینمایی ما همچنان مردانه است. من در تجربه ساخت فیلمهایی مثل «روزهای زندگی»، «بانوی سردار» و «آتش در گلستان» دریافتم که وقتی به سراغ قهرمانان زن میرویم، انگار گنجینهای مغفولمانده را باز میکنیم که سالها پشت در مانده بود. بانوان باید خودشان فعالتر وارد گود شوند و مطالبات جدی و قانونی برای دیده شدن روایتهای زنانه داشته باشند.
وی افزود: ورود زنان به این عرصه میتواند لطافت، عاطفه و زاویه دید متفاوتی را به سینمای مقاومت ببخشد و با شکستن انحصار روایی موجود، گنجینههای ایثار و حماسه را به تصویر بکشد. نگاه مردانه حاکم بر سینما، باعث شده تا قهرمانان زن اغلب در سایه باقی بمانند، در حالی که حضور پررنگتر آنها در سینما، میتواند زمینهساز نگاهی نو و همهجانبه به مفهوم همراهی و دوشادوشی در تاریخ انقلاب اسلامی باشد.
شیخطادی با اشاره به اینکه مفهوم مقاومت نباید صرفاً در میدانهای نبرد محدود شود، گفت: مقاومت یک فرهنگ است؛ یک بینش انسانی و تربیتی فراتر از مرزهای جغرافیایی. دفاع واقعی در همه حوزهها جاری است؛ دفاع از حق، دفاع از مظلوم و حتی مقاومت در برابر رذایل اخلاقی مثل طمع، حرص و توحش. اگر این فرهنگ در لایههای درونی خانواده و جامعه ریشه بدواند، فرد میتواند در برابر فشارهای اقتصادی و اجتماعی تابآوری خود را حفظ کند.
این کارگردان با بیان اینکه فیلمسازان باید برای ترجمه این مفاهیم به زبان هنری، از فرمهای شعاری فاصله بگیرند، ادامه داد: سینما باید «چگونه مقاومت کردن» را نشان بدهد، نه اینکه فقط به صورت انتزاعی از آن حرف بزند. مخاطب باید در گیرودار مسائل روزمره ببیند که قهرمان چگونه با تکیه بر فرهنگ مقاومت، از آزمونهای اخلاقی سربلند بیرون میآید. وقتی مخاطب ببیند قهرمان در یک موقعیت دشوار چگونه با خوی پلشت خود مبارزه میکند، او هم در زندگی واقعی خود تشویق به این نوع مقاومت میشود.
وی تأکید کرد: ترویج سبک زندگی مقاومتی هدف اصلی آثار نمایشی است و افزود: ما باید از نمایشِ صِرف صحنههای جنگی عبور کنیم و به جنبههای تربیتی و اخلاقی مقاومت در زندگی روزمره بپردازیم. این رویکرد به ارتقای تابآوری جامعه کمک میکند و باعث میشود سینما به عنوان یک ابزار راهبردی در تربیت نسلهای آینده ایفای نقش کند. سینما زمانی کارکرد تربیتی پیدا میکند که پیامش را به شکل درونی و در قالب درام به مخاطب منتقل کند.
این کارگردان در پاسخ به چرایی غیبت قهرمانان خاکستری در سینمای دفاع مقدس نیز خاطرنشان کرد: ترس مدیران از «بدآموزی» باعث شده آنها از شخصیتهای چندبعدی بترسند. نتیجه این نگاه، خلق قهرمانانی رباتیک است که مخاطب نمیتواند با آنها ارتباط بگیرد. شخصیتی که ترس ندارد، شجاعتش هم باورپذیر نیست. ما باید از ترسِ از سایهها دست برداریم و به هنرمندان اعتماد کنیم تا شخصیتهایی خلق کنند که مخاطب در آنها، بازتابی از نقاط ضعف و قوت خود را ببیند.
شیخطادی در پایان گفت: اگر میخواهیم آثار ماندگار و اثرگذار در سطح ملی و بینالمللی تولید کنیم، باید به زبان تصویر و درام اعتماد کنیم نه زبان بیانیه. مدیریت فرهنگی باید تسهیلگر باشد، نه محدودکننده تا فیلمساز بتواند محتوا را در قالبی جذاب، باورپذیر و انسانی روایت کند. تنها در سایه اعتماد به هنرمندان و ایجاد ریلگذاریهای فکری است که سینمای مقاومت میتواند از کلیشه و شعارزدگی فاصله بگیرد و به جایگاه واقعی خود برسد.
انتهای پیام










نظر شما